هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

373

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

همهء اين سراشيب اين راه را اضطرارا را پياده طى نموديم . بعد از آن‌كه اين مسافت تمام شد ، در پايان درّه ، به دهى كه مسمّى به « كيقباد » و رودخانهء بزرگى از توى آبادى جارى بود ، رسيده ، از كنار آن گذشته ، پس از طى چند عقبهء ديگر ، به قريهء « عرب شاه » « 1 » رسيديم . اطراف اين ده جميعا سنگ [ بوده ] و اين قريه در توى « دربند » اتفاق افتاده [ است ] . ملكيّت اين قريه و بعض دهات متصل به آن ، تعلق به « محمد حسن خان » پسر « على پناه خان » دارد . در اين ايّام ، بعض خوانين تعدّى كرده ، دست تصرّف او را كوتاه كرده‌اند . در ازمنهء سابقه ، خانوادهء آنها خيلى معتبر و متمول‌تر بود ؛ ولى در اين زمان ، از حوادثات روزگار از قوه و استطاعت سابقه افتاده ، پريشان شده‌اند . شب در اين‌جا توقف شد . بيست و ششم جمادى الاولى 1297 [ ه . ق . ] صبح زود از قريهء « عرب شاه » كوچ شد . امروز در حين حركت ، باران به شدت مىباريد . به مسافت نيم فرسخ از قريهء مزبور ، راه سخت و سنگلاخى بود . تا به تنگه ، كه راه منحصرا به عبور كردن از وسط آن است ، لابد از وسط دو پارچه سنگى كه ارتفاع هريك از 20 ذرع متجاوز است ، بايد عبور كرد ، و اين دربند ، انتهاى محال « گرمدوز » و ابتداى خاك « چهاردانگه » « 2 » است . به قدر دو فرسخ پيش رفته ، در يمين و يسار راه آبادى زياد ديده مىشد ، چشم [ ه ] ها و آبشارها در اين جاها جميعا رو به جنوب جارى مىشود ، كه همگى در نزديكى « كليبر » ، رودخانهء معظمى شده ، به رود « ارس » مىريزد . به فاصله 3 فرسخ از قريهء « عرب شاه » ، به قريه « يوزبند » « 3 » رسيده ، توقف شد ؛ و اين قريه متعلق به « طهماسب قلى خان يوزباشى » است . بيست و هفتم شهر جمادى الاولى 1297 [ ه . ق . ] از « يوزبند » الى « اهر » راه همواره است ، و مانند ساير جاها صعب نيست . به همه

--> ( 1 ) . امروز به آن عربشاه خان مىگويند . ( 2 ) . در اصل : چهاردانك ( 3 ) . يوزبند در 18 كيلومترى جنوب كليبر واقع شده است .